الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

166

حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )

مزد بزرگى داد و به برخاست و نشست و بازگشت شما مزد و اجر داد . شما در كارهايتان مجبور و ناگزير نيستيد ، شايد گمان بردى كه قضاى حتمى و تقدير الهى لازم بوده است ، و اگر اين سفر شما چنين بود كه ثواب و عقاب ، وعد و وعيد بيهوده و از ميان رفته بود و هيچ چيزى بر پايهء حقايق نخواهد ماند ، اين عقيدهء بت‌پرستان و ياران شيطان است . براستى كه خداى عز و جل براى حسن اختيار ، فرمان داده و براى زنهار نهى فرموده است . خدا را كسى به جبر اطاعت نكند و كسى در معصيت خدا مغلوب نيست ، و خداوند آسمانها و زمين و آن چه ميان آنهاست بيهوده نيافريده است ، اين گمان كسانى است كه كافرند ، و واى بر كافران از عذاب دوزخ ! پير مرد پس از شنيدن اين سخنان از جا برخاست و بر سر و روى امير المؤمنين عليه السّلام بوسه زد و اشعار زير را سرود و خواند : أنت الامام الّذى نرجو بطاعته * يوم النجاة من الرّحمن غفرانا أو ضحت من ديننا ما كان ملتبسا * جزاك ربّك عنّا فيه رضوانا فليس معذرة فى فعل فاحشة * قد كنت راكبها ظلما و عصيانا [ 1 ] البته امير المؤمنين عليه السّلام مطابق قرآن مجيد راهنمايى فرموده و جبر و تفويض را كه اعتقاد به آنها كفر و تكذيب قرآن است ، نفى كرده است ، و به خدا پناه مىبريم از گمراهى و كفر ، و به جبر و تفويض معتقد نيستيم ، بلكه به منزلت بين دو منزل عقيده داريم كه عبارت است از امتحان و آزمايش به وسيلهء قدرت و توانى كه خداوند به ما مرحمت كرده است و بدان وسيله ما را به عبادت واداشته است چنان كه قرآن مجيد بر آن گواهى مىدهد و ائمهء ابرار از اهل بيت پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله - بدان معتقدند . . . »

--> [ 1 ] يكى از بزرگان ، اشعار فوق را به صورت شعر پارسى در آورده مىگويد : آن امامى تو كه از طاعتش اميد رود * از خدا مغفرت ما همه در روز نجات شبههء دينى ما را تو نمودى روشن * مزد يا بى ز خدا ، از طرف ما ، روضات نيست در كار بد هرزه ، ره معذرتى * كه شدى مرتكبش از ره عصيان و جفا !